Indecent Proposal

شنبه 12 اردیبهشت ساعت 6: ایشالا بعد بازی بارسا....

شنبه 12 اردیبهشت ساعت 10: ایشالا بعد بازی رئال...

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 00:30: کم کم باید پروپوزال رو از نقطه صفر شروع کنم!!!

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 2:30: هنوز میخوام پروپوزال رو از نقطه صفر شروع کنم، از هیچی هیچی!

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 3:45: من ، هولدن، اینجا نقطه صفر پروپوزال!

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 5: و من خیلی کند پیش می روم!

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 7: ضربان قلب، روند نگارش و تایپ سرعت صعودی دارند!

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 11: داره تموم میشه، فقط مونده تایپ و مرتب سازی و استخراج رفرنس ها!

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 12:25: به سمت دانشگاه!

یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت 13:15 یک ربع قبل از شروع شورای گروه: "خانوم دکتر اصلا به نظر شما امکانش هست امروز پروپوزال من بررسی بشه؟"

یکشنبه 13 اردیبهشت 16:15: "الو بفرمایید؟ سلام آقای کالفیلد! بله بله، پروپوزالتون تایید شد!!!"

احتمالا اولین نفر در تاریخ کارشناسی ارشد وطنم هستم که توی دوازده ساعت و سی دقیقه از مرحله "موضوع" به مرحله "پروپوزال تصویب شده" رسیدم!!! اونهایی که ارشد خوندن یا میخونن - یا مقاطع بالاتر- میدونن با چه معجزه ی الهی ای روبرو هستیم هممون! به خواهرم گفته بودم "یا میزنن زیر گوشم میگن میری از اول عین آدم پروپوزال مینویسی یا نمیتونن از توش هیچ عیبی در بیارن"! گویا برنامه قوی ای داشتم دومی شد!

آخه لامصب خواب زده!!! اردیبهشت 92؟ آخه 92؟ نه واقعاً! 92؟

/ 29 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehdieta

ایول [دست] البته شما همچین سابقه ای رو قبلا تو زیرنویس کردن داشتین [نیشخند]

گلاب بانو

فکر کنم من خواب زده ترم که بعد از خوندن دوبار این خط:"آخه لامصب خواب زده!!! اردیبهشت 92؟ آخه 92؟ نه واقعاً! 92؟" هی با خودم میگم خب 92 مگه چه اشکالی داره؟؟ درسته دیگه!!!![خنده][خنده] پروپوزال گقتی و کردی کبابم[گریه]

زهرا

از نقطه صفر پروپوزال تا تایید شدنش نشون میده دیگه . ایشالا قسمته همه بشه یه همچین پروپوزالی [نیشخند]

زهرا

اتفاقا سرعت عمل داشتن تو این جور کارها خیلی خوبه . من خودم ترجمه هایی صبح میدن میگن انجام بدم شب به طرف پیام میدم تموم شد پول و واریز کن بیا ترجمه ات رو ببر رو بیشتر دوست دارم تا ترجمه ای که یه ده روز طول میشه وااالللااا بخدا . حیف نیست آدم وقتش و تلف کنه[عینک]

ترمه

در ابتدای خلقت آدمیزاد و موقع توزیع عنصری با نام شانس بعضی ها اول صف ایستاده بودند و به بعضی هم ته توالش ، و برخی هم کلا بی نصیب ماندند

غزاله

با اینکه از خستگی وبیخوابی هلاکم.........حاضر[خمیازه][خواب]

زهرا

اشکالی نداره دوست من 2 سال وقت داره نمیره سراغش 2 ترم طبیعیه[خنثی] بازی را دیدید عایا ؟ چه سوالی بود معلومه که دیدی.

توكا

[ناراحت]