این مردهای ظالم ... درسته؟

این متن در واکنش به "زنها هیچ وقت حقی نداشتند!" نوشته شده.

پیش نوشت: بانوان سرزمین من ، از شماری حقوق واقعی خود محروم هستند. این رو یک افت و امتیاز خیلی منفی برای جامعه ای میدونم که ادعای پیشرفت داره. این خیلی ناراحت کننده است که برای پوشش ، درس ، کار و ...قانونهای محدود کننده برای نیمی از "انسانـ"ـهای این سرزمین وجود داره، این زشته که تفریحات زنان ما اینقدر محدوده، این مایه ی ننگه که اولین راهکارمون برای کنترل هر چیزی دور کردن زنان از بطن جامعه است. من ، یک مرد ایرانی ، که خواهرم توی همین جامعه درس خونده ، تلاش کرده و رشد کرده بالکل مخالف این دست محدودیتها هستم! برای من این قضیه مثل تُف سر بالاست... من دوست دارم زنان مملکتم در محدوده ی قانونهای عادلانه جوری زندگی کنن که دوست دارن ، جوری که راضیشون میکنه ، اما...

مسئله ی اصلی در عصر حاضر (در همه ی متن ، مراد از اتفاقات ، دنیای مدرن و امروزی هست) اتفاقاً نه از "ظلم تاریخی مردها" که از "نوع نگرش زنها" به زندگی شروع میشه. این نکته در یک زندگی مشترک اینجوری اتفاق میفته که ... نه بذار یه جور دیگه بگم! به قول استادم آقای دکتر جلالی ، شما یا "سنتی" زندگی میکنی یا "مدرن" و اینها "تعاریف" مخصوص خودش رو داره ، تو زندگی مدرن یک "ما" زندگی میکنه که هر بخش از اون دارای حقوق و همچنین وظایف تقریباً برابره، در تعاریف سنتی اما هر بخش از اعضا حقوق و وظایف مشخص داره، رییس زندگی و سیاستگذار عمده ی زندگی معمولاً مرد خونه است ، مسئولیتهای عمده و کلی با "مرد" و مدیریت امور داخلی با "زن" هست ، توی این تعریف زن توی خونه است و در مجموع مجری سیاستهای مرده، حد آزادی زن توی این نگاه کاملاً بسته به نوع نگاه مَرده که به جُز حالتهای رادیکال (که در اون زن رسماً برده است) یه آزادی نسبی (در حدود سنتی) و کاملاً متغیر وجود داره که به محض لطمه دیدن هر مسئله ای در زندگی ممکنه ابعادش کمتر بشه! یا با اتفاقات خوب کمی بهش افزوده بشه.
حالا زنان ما پیرو کدوم حالت هستن؟ سنتی یا مدرن؟ هیچ زندگی ای پا در هوا ادامه پیدا نمیکنه ، یک زن کدوم نگاه رو ترجیح میده؟ خب مسلماً مدرن و ما گفتیم که در زندگی مدرن "وظایف" مثل حقوق برابره. یک مسئله جدی اینه که هم شما و هم من بی شُمار زن شاغل میشناسیم که ریالی از درآمدشون خرج زندگی نمیکنن ، پول خودشون مال خودشونه ، پول مرد برای خونه! یعنی حق "شاغل بودن" رو برای خودشون بدیهی میدونن ، ولی وظیفه ی "خرج کردن" هنوز مثل تعاریف سنتی با مرده. پُخت و پز ، بچه داری و ... که در تعاریف سنتی کار زن محسوب میشه به نسبت نوع کار اینجا نیست یا مناسب شرایط زن تغییر شکل داده ، شغل داشتن که در تعاریف مدرن لحاظ شده جاش رو گرفته و این بیشتر بیانگر یک موضوعه: "طرز تفکر" اینه که "من هم مثبتهای سنت رو میخوام هم مثبتهای مدرنیته و منفی های هیچکدوم رو نمیخوام". بعضی خانومها اینجوری فکر میکنن و این چیزی نیست که کتمانش کنیم. حالا کجای این رفتار داخل قاعده است؟ کجای این رفتار مناسبه؟ اصلاً این اتفاق چه امتیازی برای یک مرد داره؟ یک زن داریم که بالا و پایین چند تا از وظایف همسری رو تغییر داده ولی به جاش هیچی به مرد ارائه نکرده! بالاخره سنتی یا مدرن؟ توی نوشته ای که لینک کردم زنها جوری مظلومند انگار شما رو از حقوق اساسیتون محروم کردن، این نقیضه ی حرفم نیست که از بعضی حقوق رسمیتون محرومید ، ولی خواهشاً اول تکلیف مردها رو با نگرشتون به زندگی مشخص کنید ، مدرن یا سنتی؟ حد وسطی وجود نداره! نمیشه از هر دو طرف بچسبید و بخواید! بالاخره یا قبول کردید به قول خودتون باید "خرج" کنید خودتون رو (که از بیخ و بُن با این قضیه مشکل دارم) یا در ازای حقوق مدرن وظایف مدرن رو هم پذیرفتید! شما که به مرد مسلمون میگید "اجازه ی تو اصولاً لازم نیست" لطفاً موقع خرج اینقدر "مسلمون" نباشید! موقع وظایف مردتون "وظیفه هاش ، شوهر فخری و شمسی جون و ..." رو نکوبید توی سرش! اگه کوبیدید لطفاً بشینید توی خونه! شما یه زن سنتی هستین! همچنین نویسنده ی محترم ، شما که در مورد همسر آیندتون توی کامنتها بیان کردید "باید عرضه داشته باشه و در یک شرایط کاملاً برابر کار رو بگیره نه با محدودیتهای جنسیتی" لطفاً موقع انتخاب همسر این عرضه رو برای خودتون هم لحاظ کنید و اگه خواهان زندگی مدرن هستید با یه مرد سنتی ازدواج نکنید! کسی شما رو مجبور نکرده (حداقل در دنیای امروز) که همسر مردی با تفکرات سنتی بشید ، این چیزها حلاجیش قبل زندگی مشترکه ، این وظیفه ی شماست که مردی مطابق با تفکراتتون رو از بین مردهای ممکن انتخاب کنید! مردی رو "انتخاب" کنید که علاوه بر شُغل و شرایط خوب ، "نگرش" کمابیش همسان داره باهاتون! دیگه اشتباه شما هم تقصیر اون نیست! اون این بوده ، هست و خواهد بود! تنها گناهش اینه که شما "دختر خوبی" بودید و اومده خواستگاری! شمشیر هم نگذاشته بیخ گلوتون بابت ازدواج! پس اگر درست ازدواج کنید ، دیگه لازم نیست خودتون رو خرج کسی کنید و چشم الکی بگید! و ببخشید گفتم خرج! شما دیدید مردهای این مملکت چه جوری پول در میارن میارن سر سفره؟ باید چه التماسها کنن ، چه خفتها بکشن! باید خودشون رو "خرج" کنن تا همانی که داعیه ی خرج شُدن داره حداقلهای زندگی رو داشته باشه! نگاههای منصفانه و "غیر جنسیتی" این جور جاها به درد میخوره ، این خرج شدن مرد ها رو "خانم دکتر الهه محمد اسماعیل" به من گوشزد کردن اولین بار! یک تحصیل کرده ، استاد و محقق بزرگ دانشگاه ، مهم تر از همه یک زن بدون نگاهی جنسیتی!
میتونم بگم شخصاً هیچ مشکلی با کار و رفت و آمد و ... همسرم (در آینده) نداشتم و نخواهم داشت ، اما از روزی که دکتر جلالی عزیز مسئله ی زندگی مدرن و سنتی رو توی کلاس توضیح داد تصمیمم شُد این: همسر من یا پولی که در میاره (و از وقت زندگی مشترکش میزنه) رو میاره توی دخل "ما" ، یا کار نمیکنه و میشینه تا "من" خرج زندگی رو در بیارم! همسرم یا حقوق مدرن میگیره و وظایف مدرن انجام میده ، یا سنتیه که تکالیفش معلوم (گرچه شخصا سعی میکنم مدرن ترین حالت سنتی باشم در این شرایط!!!)
خیلی واضح و روشن! فکر نکنم مخالفتی از این باب وجود داشته باشه!
پی نوشت: این یک نظر مردسالارانه نیست ، من معتقدم "انسانها" باید اول بدونن خودشون از زندگی چی میخوان ، بعد ببینن کدومهاش میشه ، کدومهاش نمیشه ، بعد در مورد اونهایی که میشه دست به انتخاب بزنن! N مقدار حق رو قانون به اشتباه از بانوان گرفته و من هم همسوی شما معترضم ، ولی اون N-M مقدار رو که قانون ازتون نگرفته ، از دست رفتنش فقط و فقط به خودتون بر میگرده ، فهمیدن این میتونه نجاتتون بده! برای مثال رجوع شود به بحث انتخاب همسر که عرض کردم! در مورد مباحث وظایف شرعی زن فرضاً زن حق داره پنج شرط ضمن عقد بذاره ، استفاده اش کنید اگر طالب زندگی سنتی اما بدون وظیفه های دست و پاگیر هستید یا حتی میخواید برای بعضی حقوق زندگی مدرنتون تضمین قانونی بگیرید! ساده اس و توی متن قانون هم براتون پیش بینی کردن! پس ناتوانی شخصی خودتون در "دریافت حقوق" رو لطفاً به ظلم تاریخی مردها نسبت ندید، شما برای اینکه حقتون رو بگیرید منتظرید یه "مَرد" پیدا بشه و براتون توی مجلس قوانین جدید وضع کُنه! نگاهتون اینجا هم به مردهاست! هوم؟ آگاهی ... حلقه ی گمشده ی اعتراضهای بر حق زنانه ، یه کم آگاهتر لطفاً!

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elanor

کلا این پستت اگه برا خودت نون نداشت واسه من آب داشت!! (یا یه همچین چیزی:|) متوجه شدم که من یک دختر بچه ی فوق العاده احساساتی هستم که اقتضای سنم اینه که مسائل رو سطحی ببینم و به شدت از منظق بویی نبردم! جا داره از کلیه ی دوستان و شخص شما تشکر کنم که بمن این مسائل رو فهموندین. اینجا هیولای درون ، آی لاو یو پی ام سی :|

بنفشه

من برای مشخص شدن منظورم مثال زدم برای اون دو تا هم یک روزه تصمیم نمیگیرن. من میگم در عمل نمیشه به راحتی بین سنت و مدرنیته یکی رو انتخاب کرد حتی با کلی فکر کردن. حداقل چون ما در بستر فرهنگ جامعه و تجربه های تاریخی مون زندگی میکنیم و ربات نیستیم بعد از فکر و سبک سنگین، بتونیم از یک موقعی فقط یک نوع (سنتی یا مدرن)رو رعایت کنیم. پیشنهاد من بجای انتخاب بین این دو، توجه به حقوق انسانی طرفین در هر شرایط و "خود را جای دیگری گذاشتن" است. در کل منظور شما رو گرفتم: خدا و خرما با هم نمیشه/تکلیف مون رو با خودمون مشخص کنیم/هر چیزی منافع و معایبی داره که با هم باید قبولش کرد. الانور خانم من مخلصم، بد برداشت کردی.

elanor

آره اون کامنت احساساتی نوشته شده. (بهتره بگم نویسنده تو وضعیت عصبی خوبی نبوده!) ولی در هر حال در مورد پست چیزی رو عوض نمیکنه. پست من نتیجه ی غلیان احساس یک دختر 20 ساله نبود. (کلا بنظرم آشغال ترین نوشته ، یک نوشته است که نویسنده مجبور باشه بابتش توضیح بده. این نوشته خودش زبون نداشته خودشو نشون بده و واستاده و به دهن نویسنده اش نگاه میکنه که بیاد ازش دفاع کنه! از این لحاظ نوشته ی آشغالی بود! ولی بطور کلی من حاصل دیده های خودم رو نوشتم حالا با اندک ریشه ی اغراق که تو یه متن چیزه عجیبی نیست) نکته مهمتر اینکه برا دوستان این تصور ایجاد شده بود که من ناراحت شدم. باید بگم واقعا من از دوستان عزیز ناراحت نیستم. اگر هم ناراحتی بوده واسه سوء برداشتیه که انجام شده همین. خیلی هم ممنون از همتون که وقت گذاشتید. :)

فریماه

کلا قرار شده بود درباره این پست من خودمو کنترل کنم فقط وختی حرفای یه دختر رو نه حتی پای احساساتش که پای بچگیش میزارن اون کاریکاتور میاد تو ذهنم که هنوز دخترک کامل میخ نشده! با خیلی از حرفی این پستت مخالفم کلا ولی خب اعتراف میکنم اخرین خط جوابت رو بیش از حد قبول دارم وختی انسان جای خودش رو به زن و مرد میده این میشه اوضاع. و اینکه هیول خداییش تو هم موضعت کلا مخالف منه دیگه!!!حتی اون کامنت اسراییل نیز گواه است!(تواناییم در ربط دادن چیزای بی ربط به هم قابل ستایشه نه؟!)

بنفشه

عطف به کامنت الانور مبنی بر: "..متوجه شدم که من یک دختر بچه ی فوق العاده احساساتی هستم که اقتضای سنم اینه که مسائل رو سطحی ببینم و به شدت از منظق بویی نبردم! جا داره از کلیه ی دوستان و شخص شما تشکر کنم که بمن این مسائل رو فهموندین. "اینکه از جنبه احساسی به مساله ای پرداختی اصلا به معنای اینکه تو یک دختر احساساتی هستی نیست. و از اون مهمتر دیگه اصلا اصلا به این معنا نیست که سطحی نگر هستی و از منطق بویی نبردی." چرا حرف میذاری تو دهن مردم عزیز جان؟؟ بعد به خاطرش دلگیر میشی ها.(من نظرم راجع به پست تو رو همون جا زیر خودش نوشتم در حد خودم هم جوابش رو گرفتم و قانع شدم) خب این انتخاب تو بوده. (مثل اینکه گاهی تهاجم اسرائیل رو با تصاویر کودکان غزه و آهنگ غمگین نشون میدن گاهی هم یک میز گرد ریشه های تاریخی و سیاسی رو مطرح میکنه.) با توضیح هایی که در کامنتهای پستت دادی من در کل منظورت از پست قبل رو گرفتم. در خصوص "برجسته سازی" هم فقط عنوان پست فکر کنم این رو اثبات کنه. لزوما هم نمیشه گفت بَده...شاید یجور صنعت ادبی بشه حسابش کرد. خواهش من اینه: روی سن و احساس و منطق نویسنده ها مانور ندین. قضاوت دست

بنفشه

قضاوت دستاوردهای یک نفر یک چیزه. قضاوت خودش، روحیات، و شخصیتش چیزه دیگه. همونطور که اون پایین گفتم من حتی قصد برجسب احساسی و بی منطق به نوشته الانور هم نداشتم چه برسه به خودش و شخصیتش. فقط دو تا دیدگاه به یک موضوع با دو نوع شیوه ارائه وجود داشته که ما فرصت داشتیم در هر دومورد زیرش نظمون رو بدیم. من نه "جنبه احساسی"رو به عنوان عیب گفتم، نه "سعی در تحلیل منطقی" رو به عنوان حُسن. فقط توصیف بود. (اصلا بحث معروف خانم احساسی، آقا منطقی مورد نظرم نبوده..متن ها رو خوندم نظرم رو گفتم.) با توجه به اینکه نظرات متفاوته من اقتضای سن رو زیاد دخیل نمیدونم در موضوع. گفتم اشاره کنم. با عذرخواهی از صاحب خونه به خاطر بحث حاشیه ای.

فریماه

به من میگی مظلوم وایستادم و از ظالم مینالم یا به کل جنس مونث؟!![ابرو][عینک]

آبینه

شاید برای نظر دادن توی این پست دیر باشه اما دلم نمیاد این حرفو نزنم. بعضی از ما یه مشکل دیگه هم داریم که خب هولدن یه جایی یه اشاره بهش کرده بود.اینکه ما برای بعضی از دستورات دین مون احترام قائلیم و اونها رو از سر تسلیم همونطور که اسممون مسلمونه می پذیریم ولی نسبت به بعضی از این دستورات کاملا بی توجهیم و حتی گاهی از سر تعمد و با بی احترامی و با سوال و جوابی که گاهی وافعا جوابش نیست چون بی خبریم از حکمتش نسبت بهشون معترضیم و حتی به تمسخر میگیرمشون.مسلمون اگه مسلمونه برای همه ی دستورات لااقل دستورات کتاب مقدسمون باید تسلیم باشه و اگه نیست که خب تکلیفش مشخصه.اما یه چیز دیگه چون مشرف به قانونم بگم؛درسته توی خیلی از قوانین ما که حتی بعضی شون ربطی به جنسیت هم نداره خطا وجود داره که بدبختانه کم هم نیستن،اما ما باز یه چیزی یادمون میره که قانون خانواده ما اغلبش از فقه شیعه گرفته شده؛حالا کسی سرش مشکل داره دادش رو ببره پیش خدا! در کل این پستت رو دوست داشتم جناب هولدن؛رو به منطق و بی طرفی و عقل بود.

یک ذهن پریشان

منتظرید یه "مَرد" پیدا بشه و براتون توی مجلس قوانین جدید وضع کُنه متاسفانه , متاسفانه , متاسفانه

كافه مهتاب

درود برشما دوست عزيز! متن جالبي بود! البته همشانخوندم[نیشخند] خوشحال ميشم به كافه ي من سربزنيدوتبادل لينك كنيم!