روانشناس بودن درد دارَد

یک) آموزش دانشجویان روانشناسی مبتنی بر مدل دانشمند-متخصص است ، یعنی دانش آموختگان روانشناسی به شکلی تربیت می شوند که بتوانند به طور همزمان دانشمند (Scientist) و متخصص (Practitioner) باشند ، بر این اساس توقع می رَود که فارغ التحصیلان روانشناسی - فارغ از سطحشان - عالِم و آگاه به قواعد علم باشند.

دو) تنها تخصصی که مَردم ایران یقیناً و بدون شک دارند ، ابراز نظر در زمینه هایی است که مطلقاً در آن تخصصی ندارند. اظهار نظرهای متقن ، لَه و یا علیه یک مقوله هم در همین دسته جای میگیرد.

سه) ببینید ، وقتی شما از من درباره ی "تنظیم خواب" مشورتی میخواهی ، از یک روانشناس این سوال را پُرسیدی ، و من با توجه به دانشم ، و با تکیه بر حقایق علمی ، به شما راهکار ارائه میدهم. اینکه شما قصد دارید با میانگین خواب سه ساعت ، هر روز ساعت 7:30 صبح بیدار شَوید یک قضیه ی رسماً نا شدنی است - بر اساس تحقیقاتی که نشان داد حداقل خواب بیولوژیک برای بدن انسان 4:30 ساعت است - و خُب ، اگر شما فرد معتقد به عرفان و نامحدود بودن ذهن - که اشتباهاً با مغز یکی میدانیدَش - هستید از منِ روانشناس معتقد به محدود بودن توانایی های هر ارگانیزم سوالی نکنید و اگر سوالی پُرسیدید و به نتیجه ی دلخواهتان نرسیدید لطفاً نفرمایید که "محتویات مثانه تان را در علم تخلیه کردید" ، من عالِمم!

چهار) همیشه با معتقدین به عرفان - شرقی و غربی - مشکل داشتم ، کسانی که نمیپذیرند مسائل دُرستی را که نمی خواهند بپیذرند و به راسخ ترین نوع ممکن به اعمال اشتباهی که با علاقه انجامش میدهند پایبندند. حال اگر فرد نه معتقد ، بلکه فریفته ی ظواهر اَمر باشد که نور علی نور ، هیچ جور نمیتوان ایشان را معتقد نمود به اینکه با یک عارِف در معنای کلاسیک کلمه فرقهای اساسی دارند. از عرفان "حشاشین" بودنش را آموختند و "نا محدودی ذهنـ"ـی که هنوز هم با "مغز" یکی میدانندَش.

پنج) شمایی که این حرف را به من زدی و از من خواستی محتوی مثانه ام را در مَرامم خالی کُنم و خندیدی و رفتی دوست منی ، دوستت دارم و خواهم داشت امّا چیزی که برای شما شوخی بود ، برای من یک تیر زهر آلود از کار در آمد. کاری ندارم به اینکه رفتارم درست است یا نه ، اما "علم" در کنار مفهوم "آکادمی" از مفاهیم بسیار جدی و مهم برای من هستند. چند بار گذرا اشاره کردم که فارغ از سطحش "عالِمم" و این یعنی من بر "علم" حالت فاعلی دارم ، و شُما میوه ی زحمات من ، بزرگان زمینه ی کاری مَن و بسیاری از همکاران و دوستانم را به راحتی به سُخره گرفتی و زیر سوال بُردی.

شش) هیچ انسانی با هیچ مَرام و مسلکی در جایگاه زیر سوال بُردن یک یافته ی علمی نیست ، مگر اینکه بتواند نظرش را طی یک پژوهش علمی تایید کند. این مورد آخر را فقط محض اطلاع بیان کردم.

هفت) عصبانیم ، دلخورم ، ناراحتم؛ معتقدم ما احترامی را که شایسته اش هستیم دریافت نمیکنیم...

هشت) لینک مرتبط

نُه) باقی بقا

/ 15 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر ارغوانی

به نظر من خودت تمامی چیزهایی رو که لازم و بر حق بود گفتی. اینکه کسی علمِ درک دانش تو رو نداره، دلیل بر این نمیشه که ناراحت بشی. به عنوان مثال، اگر بنده ای شروع کنه (خدای نکرده) به خدا فحش دادن، در مقام خدایی خدا هیچ اثری نداره و جز نمودِ کوچکیِ اون مخلوق، چیزی ثابت نمیشه. حالا اینم نمونه ای از ندانستن و به معنای تمام کلمه نادانیِ یک نا آگاه رو میرسونه. بنده در یک مورد درمانی که در دوران دانشجوییِ کارشناسیِ شما، توسط شما بر بنده صورت گرفت، متوجه جلوتر بودن از میزان دریافت دانش شما نسبت به ترم تحصیلی تان شدم! (نشان به آن نشان که خواهر یک نفر مورده بود و من توهین کرده بودم و مضطرب و افسرده و غمبار شدم!) و بعد خوب شدم! [لبخند] بابا بی خیال. مثانه تو رو همه ی این حرفا خالی کن و برو بخواب (البته با پوزش) [خنده] آخه یه جوون نهایت 20 الی 30 ساله، چی میتونه بگه روی حرف مستند و تحقیق و علمِ تعداد بی شماری دانشمند؟

زویا

ببخشید دیگه این ه و خ کنار همن اینجوری شد :)

جولز

بله خیلی ممنون از تواضع نداشته تون مستر روان شناس، باشد که حالا حالا ها مدرکتونو نگیرین که اونوقت دیگه ما تو کادر سان گلسس تون جا نمیشیم:))

phil

بابا واسه هرکسی خون خوتو کثیف نکن

جولز

بعد الان در همین حین که اون ذیل داری آفتاب میگیری میخواستم بدونم شما تولید علم داری میکنی الان؟ مقاله هاتو خدا نوشت بالاخره؟:)) اگه هرکس به هر لطایف الحیلی مدرکی در هر مقطعی در این رشته اخذ نمود روان شناس محسوب میشود، روان شناس هم مثل مهندس برق، دکتر فلسفه، آیت الله و درخت توت در مملکت به وفور یافت می شود، پس صرف مهندس برق، دکترفلسفه، آیت الله و درخت توت بودن رو من یکی که هنر نمیدونم که آدم بخواد ادعایی درش داشته باشه،... که البته دونستن یا ندونستن منم شرط نیس، شما به روان شناس بودنت ببال!:))

سارا

حالا من که زیاد تو بحثای تخصصی ش جایی ندارم ولی به قولی forever trusting who we are, and nothing else matters :)

elanor

حالا جدا از ایشون که کلا ادبیاتشون ادبیات ِ درخوری نبوده ، ولی (درست یا غلط) جو جامعه ی ما درمورد روانشناس و مشاور ِ ایرانی جو ِ خوبی نیست. (اینکه میگم جو جامعه نه اینکه باز بگی مبینای علمیت چیه!! مبنای علمی ندارم جو کوچه و بازار و عوام رو میگم.) که خب از اونجایی که اگه من بخوام توضیح بدم روانشناسان جمع دلخور میشن من دیگه حرفی ندارم!

ساره

سلام. من تازه ناتور دشت رو خوندم اتفاقی پیدات کردم ولی خیلی جالبه شما روانشناسی خوندین من در این مورد خیلی سوال دارم. آقای سهیل رضایی رو میشناسی؟ من به خاطر. کاربردی بودن مباحث ایشون علاقمند شدم به روانشناسی چطور بفهمم همونه که میخوام؟ البته سال دیگه تازه کنکور دارم. میشه بگی چه گرایشی میخونی و دلیل انتخابت چیه و حالا راضی هستی یا نه؟ شاید سوالام بی ربط باشه اما خوشحال میشم کمکم کنی. وبلاگت خیلی خلاقانه س راستی

ساره

وای... میگفتی سوالامو لیست کنم... مرسی واقعا مدت ها دنبال یه مرجع مثل شما بودم.